مرضيه محمدزاده

1349

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آزادى و جان دادن و بيرون شدن از ننگ * در عالم هستى همه فرمان حسين است در ديده فرو بستن از قامت اكبر * عقل عقلا مانده و حيران حسين است دانى ، ز چه رو اب فرات است گل آلود ! ؟ * شرمنده ز لعل لب عطشان حسين است جغد از چه به ويرانه نشيند به همه عمر ؟ ! * خاكم به دهن جاى يتيمان حسين است چوب از چه گرفتار به آتش شود آخر ؟ ! * بىحرمتىاش با لب و دندان حسين است « حامى » به خدا هر كه حمايت كند از دين * در مرتبه سروى به گلستان حسين است « 1 »

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 1070 .